تبلیغات

شما میتونید تمامی اشتباهات رولینگ در کتابهای هری پاتر رو مشاهده کنید:


كتاب 1 : هری پاتر و سنگ جادو

1- می دانیم كه روز تولد هری 31 جولای است چون این همان روزی است كه به زور وارد گرینگوتز شدند. در كتاب دوم می خوانیم كه جشن پانصدمین سالروز مرگ نیك بی سر ، سی و یكم اكتبر 1992 است. با یك حساب ریاضی خواهیم دید كه یا زدهمین جشن تولد هری سی یكم اگوست سال 1991 است. در كتاب سنگ جادو ، هری می گوید كه تولدش روز سه شنبه است ، یك روز بعد از روزی كه تلویزون محبوب دادلی « هومبرتوی كبیر » را پخش می كند.مشكل اینجاست كه سی و یكم جولای 1991 چهار شنبه بود نه سه شنبه ، آنطوری كه كتاب گفته بود.
2- در صفحه 133 ، پاراگراف چهارم گفته شده كه هر میون كتاب كوئیدیچ در گذر زمان را به هری قرض داده است.« او همینطور كوئیدیچ در گذر زمان را به او قرض داد، كه حواندنش بسیار جذاب بود.» در صفحه 46 پاراگراف سوم از كتاب كوئیدیچ در گذر زمان ، بیان شده بود:« تویوهاشی تنگو ، تیم بسیار موفق ژاپنی ، با اختلاف بسیار كم، برد برابر ناودان كله اژدری گردوك از لیتوانی را در سال 1994 از دست داد. اما هری كوئیدیچ در گذر زمان را در كتاب اول قرض گرفته بود یعنی زمانی كه هنوز سال 1991 بود.
3- پتونیا دورسلی می گوید : لی لی هر وقت از تعطیلات به خانه بر می گشت، جیباش پر از تخم قورباغه و فنجونهای چای خوری بود كه تبدیل به موش می شدند. اما بر اساس قوانین وزارتخانه ، این غیر قانونی است. اگر او این كارها را در خانه مشنگی اش انجام می داده است حتماً باید اخراج می شده ، همانطوری كه تقریباً هری اخراج شده بود.
4- در فصل هفتم، صفحه 122 ، گفته شده كه وقتی هری به سوی چار پایه گروه بندی فراخوانده شد تنها سه نفر دیگر باقی مانده بودند كه گروه بندی شوند. اما پروفسرورمك گوناگال به جای سه نفر اسم چهار نفر را صدا می زند.
5- در نامه ها گواتز به هری آمده بود كه او می تواند یك گربه، یك جغد ، یا یك وزغ همراه خود ببرد. اما رون موش صحرائیش خال خالی را با خود آورده بود.
6-درطول بازی شطرنج ، گفته می شود كه رون در بین مهرههای شطرنج غول پیكر ، اسب است. بعداً گفته شده كه او مجبور می شود یك حركت به جلو داشته باشد ، تا وزیر او را بزند و مسیر هری برای كیش و مات كردن شاه باز شود. اگر رون یك اسب است نمی‌تواند. تنها می‌تواند 1)یك خانه به جلو و دو خانه به كنارین یا 2)دو خانه به جلو و یك خانه به كنارین حركت كند، یعنی به صورت L
7-قابل بحث: در كتاب اول می‌خوانیم كه نوشیدن اكسیر حیات باعث جاودانگی فرد می‌شود، اما بعد در داستان دامبلدور به هری می‌گوید كه فلامل ها به اندازه كافی اكسیر در خودشان ذخیره دارند تا افكارشان را صاف و خالص سازند. اما اگر نوشیدن اكسیر حیات شما را فناناپذیر كند بنابراین با خوردن كمی از آن دیگر هرگز نخواهید مرد. اما اگر شما فقط تا زمانی فناناپذیر باشید كه مقدار مشخصی از آن را داشته باشید بنابراین هنوز امكان مرگ شما وجود دارد. شما هنوز هم مانند آشیل ها فناپذیر خواهید بود. جاودانگی بدین معنی است كه شما هرگز نتوانید بمیرید.

كتاب دوم : هری پاتر و تالار اسرار

1-در كتاب اول، نیك بی سر بیان می‌كند، تقریبا چهار صد سال است كه چیزی نخورده است. اما در كتاب دوم او پانصدمین سالروز مرگش را جشن می‌گیرد.
2- قابل بحث: در صفحه 37 اولین پاراگراف، جورج می‌گوید كه مادرش همیشه یك جن خانگی می‌خواسته است كه كار اتوكشی را انجام دهد. اما اگر جن‌های خانگی با گرفتن لباسی از اربابشان آزاد می‌شوند آیا دراین صورت انها به طور خودكار آزاد نخواهند شد؟
3- وقتی پروفسور مك گوناگون هری را به دفتر دامبلدور برد، رمز ورود“آبنبات لیمویی بود” و اما بعد در كتاب چهارم وقتی هری به دفتر دامبلدور رفت تا حضور آقای كراوچ را در جنگل به او بگوید، اینطور می خوانیم:“ پنج دقیقه بعد او جلوی یك ناودان كله اژدری كه در نیمه راه یك را هروی خالی بود متوقف شد، نفس نفس زنان گفت: “ شر ـ شربت لیمو” . «این رمز ورود به پلكان مخفی دفتر دامبلدور بود ـ یا حداقل دو سال پیش كه رمز همین بود»
4-در صفحه 95 ، آمده كه نیك بی سر چند نفس عمیق كشید و سپس با لحنی هر چه آرامتر گفت: چی تو رو ناراحت كرده ؟ اما در صفحه 506 جام آتش ، میرتل می گوید كه ارواح نمی تواند نفس بكشند :«وقتی نمی تونم… وقتی نمی تونستم… برای سال ها …»
5- در میهمانی سالروز مرگ بی سر ، هرمیون می گوید كه میرتل در دستشویی طبقه اول ظاهر می شود، در حالی كه باید بگوید در طبقه دوم سر زد. و وقتی كه هومیون با میرتل صحبت می كند، می گوید چون روز هالووین به یه گربه درست بیرون در روبه رو ییت حمله شده. دستشویی میرتل در طبقه دوم است نه در طبقه اول.

كتاب سوم : هری پاتر و زندانی آزكابان

1- در فصل نوزدهم ، خادم لردولدمورت، صفحه 370 ، گفته می شود كه ولدمورت 15 سال مخفی بوده است. اگر قدرت لرد سیاه تنها دوازده سال بیش از بین رفته است، چرا او سه سال بیشتر پنهان بوده است؟
2- در فصل سوم ، اتوبوس ثوالیه ، استن راننده اتوبوس به هری می گوید كه كرایه لندن یازده سیكل است. اما بعداً گفته می شود كه هری چند سكه طلا در دست استن می گذارد. سیكل ها نقره هستند نه طلا.
3- امتحانات هری ششم ژوئن تمام شد زیرا آن روز بود كه آنها به كلبه هاگرید رفتند. در نامه ذكر شده بود ، كج منقار روز ششم ژوئن اعدام خواهد شد ورون گفته بود كه امتحانات ما در همان روز تمام می شود. بعد از آنكه آنها كلبه هاگرید را ترك كردند، به طرف بید كتك زن رفتند. وقتی كه بیرون آمدند، ماه كامل نمایان شد وقتی كه ابری از جلو آن كنار رفت و لوپین تبدیل به گرگینه گردید. مشكل اینجاست كه در سال 1993 ، قرص كامل ماه در چهارم ژوئن پدیدار می شد نه در ششم ژوئن. بنابراین لوپین نباید به گرگینه تبدیل می شد وقتی كه ماه كامل نبود.

كتاب چهارم : هری پاتر و جام آتش

1-در كتاب چهارم در طول طلسم برگشت پذیر ، قربانیان ولد مورت به صورت معكوس بیرون می آمدند، اما جیمز قبل از لی لی بیرون آمد. و این بدین معنی است كه جیمز بعد از اینكه لی لی كشته شد مرده است ولی همه جا در كتاب ها گفته شده كه ولدمورت اول جیمز را می كشد.
2- بعد از اینكه هرمیون دروس مشنگی اش را حذف كرد گفت كه درسهایش به اندازه دروس هری ورون است. اما او هنوز ( در كنار دروس اجباری ) ریاضیات ، مراقبت از موجودات جادویی و وردهای باستانی را داشت، كه بیشتر از دروس هری و ورون است كه هر كدام فقط پیشگویی و مراقبت از موجودات جادویی داشتند.
3-خطای احتمالی : در صفحه 264 ، هاگرید می گوید. هرگز فكر نمی كردم زنده باشم و برگزاری دوباره مسابقات سه جادوگرو ببینم ! در حالی كه دامبلدور پیش تر گفته بود،“... یك واقعه كه بیش از یك قرن است كه برگزار نشده”. اگر هاگرید در سال سومش اخراج شده باشد، درست 50 سال پیش ، او باید حالا 63 ساله باشد، بنابراین او نمی توانسته مسابقات سه جادوگر را قبلاً دیده باشد. بهرحال ممكن است منظور هاگرید این بوده باشد كه او زنده مانده است تا برگزاری دوباره یك مسابقه را شاهد باشد نه اینكه او دوباره این مسابقات را ببیند.
4-رمز تازها تنها كسی را جابه جا می كنند كه در زمان از پیش تعیین شده ای آنها را لمس كند. هری و سدریك وقتی كه هر دو در یك لحظه جام سه جادوگر را لمس كردند به نزد ولدمورت و مرگ خوران منتقل شدند. شما فكر نمی كنید كه این اتفاق كمی تصادفی باشد؟ همچنین مگر مودی یا كراوچ نمی توانستند بالش هری را رمز تاز كنند و او را هنگامی كه در رختخواب خوابیده منتقل سازند ؟ آیا این كمی ساده تر از هدایت هری به سوی جام سه جادوگر نبود؟
5-سیریوس می گوید : شما سه نفر و دامبلدور تنها كسانی هستین كه می دونین من جانور نمام. اما اسنیپ و لوپین هم می دانستند.
6- در جام آتش ، صفحه 229 ( نسخه انگلیسی ) ، دامبلدور با فرد و جورج بعد از اینكه تلاش كردند تا از خط سن عبور كنند صحبت می كند.“ پیشنهاد می كنم هر دو تون برین پیش خانم پامفری . اون مشغول مراقبت از دوشیزه فاوست از ریونكلاو و آقای سامرز از هافلپاف كه اونا هم تصمیم گرفته بودن تاسنشونو یه كمی بالا ببرن. اما در صفحه 371 ، در جشن كریسمس ، گفته می شود : اسنیپ سر دختری كه پشت سرش می دوید فریاد كشید :“ فاوست ، 10 امتیاز از هافلپاف كم میشه. ”
توضیح احتمالی : فاوست ریونكلاو یك خواهر ، برادر ، یا فامیلی در هافلپاف دارد.
7- در یكی از نامه های هری به سیریوس او می نویسد كه دادلی عصبانی شده و پلی استیشن خودش را از پنجره به بیرون پرتاب كرده است. اما در آن زمان یعنی در سال 1994 پلی استیشن هنوز به بازار نیامده بود و جام آتش مربوط به سال 94 است ، پلی استیشن سال 95 به بازار آمد.
8- در صفحه 152 هری پاتر و جام آتش آمده : پرسی گفت : خوب ، بابا حس می كند باید اشتباهشو توی مسابقه جبران كند ، مگر نه ؟ اگر حقیقت داشته باشد ، اون یه آدم كم خرده كه یك گزارش عمومی رو بدون اینكه به رئیس بخشش اطلاع بده، تنظیم كرده … نكته اینجاست كه آرتور ویزلی رئیس بخش بود بنابراین چه مشخص دیگری باید در جریان گزارش قرار می گرفت؟
آرتور ویزلی در كتاب زندانی آزكابان وقتی كه روزنامه پیام امروز مقاله مربوط به سفر خانواده ویزلی به مصر را چاپ كرده بود، بعنوان رئیس بخش منصوب شده بود.

كتاب پنجم : هری پاتر و محفل ققنوس

1-هری از نقشه غارتگر چندین بار در این كتاب استفاده می كند. اما نقشه غارتگر در سال چهارم توقیف شده بود . چطور هری آن را پس گرفته بود؟
2- قبل از اولین مسابقه كوئیدیچ ، خیال هری آسوده بود چون بعلت ابری بودن هوا نور خورشید چشمانش را اذیت نمی كرد، اما دقایقی بعد نور خیره كننده ی خورشید به ورزشگاه می تابید.
3- دنیس كریوی ، دانش آموز سال دوم برای اولین جلسه الف ـ دال به هاگزهد رفت ، اما فقط دانش آموزان سال سوم وبالاتر اجازه دارند كه در طول ترم به هاگزمید بروند. و شماهایی كه حرف من را قبول ندارید و فكر می كنید او سال سومی است، كتاب جام آتش را باز كنید و در بخش مراسم گروه بندی ، قسمت هایی كه به معرفی او می پردازند را بخوانید ( كه در نتیجه او در كتاب محفل ققنوس سال دومی خواهد بود)
4- وقتی هری از قطار پیاده شد نمی توانست تسترال ها را ببیند. بعداً توضیح داده شد كه هر كس مرگ را دیده باشد قادر به دیدن تسترال هاست. هری قبل از آنكه مرگ سدریك دیگوری را ببیند، شاهد مرگ مادرش و احتمالآً پدرش بود. پس چرا او قبلاً تسترال ها را نمی دید؟ پاسخ جی ،كی : تا كسی مرگ را درك و هضم نكند قادر به دیدن آنها نیست.
5- فصل 28 ، صفحه 626-625 ، بعد از اینكه مالفوی عضوی از جوخه بازجویی شد، شروع به كم كردن امتیاز از گریفین دور و هافلپاف كرد. وارنی مك میلان گفت : این مضحكه ، اون حق نداره امتیاز كم كنه … این سیستم ارشدی رو كاملاً تضعیف می كنه …اما در كتاب دوم ، فصل نهم ، صفحه 158 ، پرس كه در آن زمان ارشد بود ، بعد از اینكه هری رون و هرمیون را در اطراف دستشویی میرتل گریان پیدا كرد پنج امتیاز از گریفین دور كم كرد. بنابراین اگر ارشدها اجازه كم كردن امتیاز نداشتند پرسی چگونه از گریفین دور امتیاز كم كرد.
6-در صفحه 120: آقای ویزلی گفت : دیشب اومد، وقتی تو توی رختخواب بودی. هری به بشقاب خیره شد. فكر اینكه دامبلدور شب قبل از دادگاهش در این خانه بوده ولی حتی نخواسته او را ببیند و از احساسش باخبر شود، بدتر از این دیگر امكان ندارد.اما جلسه دادگاه صبح فردای آن روز بود. بنابراین دامبلد در شب قبل از محاكمه در خانه نبوده بلكه دو شب قبل آنجا بوده است.
7-در صفحه 710 گفته می‌شود كه پراواتی و لاوندر در تمرین طلسم‌های اصلی جابه جایی، جامدادیشان را جادو كرده‌اند تا باهم مسابقه بدهند. آنها كه از كاغذ پوستی و قلم پر استفاده می‌كنند جامدادی به چه دردشان می‌خورد؟
8-قابل بحث: صفحه 147 : دامبلدور برای پیدا كردن یك استاد جدید برای درس دفاع در برابر جادوی سیاه با مشكل جدی رو به رو شده. تعجبی هم نداره وقتی كه ببینی چه اتفاقی برای چهار تای قبلی افتاده؟ یكی شون اخراج شد، یكی مرد ، یكی حافظشو از دست داد، و یكی برای نه ماه توی یه چمدون زندانی شده بود.كویرل مرد، لاكهارت حافظه‌اش را از دست داد، مودی توی چمدان زندانی شد ولی لوپین اخراج نشد، استعفا داد.
9-در فصل بیست و هشتم، مالفوی پنج امتیاز از رون كم كرد چون بلوزش توی شلوارش نبود، اما در فاصله بین كلاسها رون قاعدتا باید ردا پوشیده باشد نه بلوز.